حسن حسن زاده آملى
158
هزار و يك كلمه (فارسى)
ظاهر بدن محكوم به پاكى ظاهرى است و اين كار در طب روحى و معالجه نفس مانند خوردن غذا و استعمال دواى مقوّى است كه براى توليد نيرو و قوّت در بدن در طب جسمانى به كار مىبرند . و پس از حصول و تحقق مراتب سهگانه فوق از بركت صفا و پاكى روح در نهاد آدمى جاذبه محبّت به حضرت حق پيدا گردد كه توليد آن از مجذوب شدن قهرى است به عالم حقيقت و سرد شدن از عالم مجازى كه عرصه ناپايدار ممكناتست و رفته رفته محبّت شدّت نمايد و اشتعال و افروختگى در روح عيان گردد و از خود بى خود و بىخبر شود و اين مقام را كه مرتبه چهارم از كمال قوه عمليه است فناء گويند و مقام فناء فى الله سه درجه دارد : درجه أولى فناء در افعال است كه در نظر عارف سالك جملهء مؤثرات و همه مبادى اثر و اسباب و علل از مجرد و مادّى و قواى طبيعيه و اراديه بيهوده و بىاثر شود و مؤثرى غير از حق و نفوذ اراده و قدرت حق در كائنات نبيند و عوامل اين عالم را محو و ناچيز در حيطه قدرت نامتناهى الهى شهود نمايد و در اين حال يأس تمام از همه خلق و رجاء تام به حق پيدا شود و حقيقت آيه كريمه وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى به عين شهود بدون شائبه پندار و خيال عيان بيند و لسان حال او مترنم به مقال ذكر كريم لا حول و لا قوة الا بالله گردد و در اين مقام بزرگترين قدرتها و نيروهاى مقتدرترين سلاطين عالم امكان با قدرت و نيروى پشه ضعيف در نظر حقيقت بين او يكى شود ، و اين درجه را محو گويند . درجه ثانيه فناء در صفات حق است ، بيان اين مقام آنكه انواع مختلفه كائنات كه هريك در حدّ خود تعيّنى و نامى دارند مانند ملك و فلك و انسان و حيوان و اشجار و معادن كه در نظر اهل حجاب به صورت كثرت و تعدد و غيريت متصور و مشهود هستند در نظر عارف الهى يكى شوند يعنى همه را از عرش اعلاى تجرد تا مركز خاك به صورت نگارستانى مشاهده نمايد كه در تمامت سقف و ديوار آن عكس علم و قدرت و حيات و رحمت و نقش و لطف و مهر و محبت الهى و عنايت